حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

13 ماهگیت مبارک دختر نازمون

1394/3/12 8:30
نویسنده : مامان و بابا
320 بازدید
اشتراک گذاری

نفس مامان وبابا ، عمر ما ، دختر وروجک و نازنین ما ، 13 ماهگیت مبارک.

راستشو بخوای هزار ماشاله به توان N شما خیلی خیلی شیطون شدی ، البته من و بابا تصمیم گرفتیم دیگه صفت شیطون رو برای شما استفاده نکنیم و صفت وروجک رو به جای اون جایگزین کردیم وبلههههههههههه خیلی خیلی وروجک شدی ، مامان و بابا (البته مامان بیشتر ) خیلی خوش خیال بودیم که فکر میکردیم همین که شما چهار دست و پا میری خیلی مراقبتت سخت شده ، در صورتی که الان که راه افتادی خیلی خیلی ... بیشتر باید هواسمون بهت باشه ماشاله مثل موشک تو یه لحظه به هدف مورد نظر میرسی و تصمیمت رو اجرایی می کنی ، به قول بابا حسن وقتی یه چیزی رو حسنا خانم می بینه و شما هم میبینی و تصمیم بگیرید که اونو برداری ، حسنا خانم سریعتر به اون میرسه ، خلاصه دو تا چشم که داریم باید چند تای دیگه هم قرض کنیم و مراقب عزیز دلمون باشیم تا خداییی نکرده اتفاقی برات نیفته .

 

حسنا و پله

همینطور که میبینی از پله ها داری میری بالا و بابا حسن از پشت مراقبته که نیفتی.

 

حسنا در میز تلویزیون

دخترگلمون درسته که نازترین دختر روی زمینی ، اما میز تلویزیون جای گذاشتنه دکوریه نه شماخندونک.

 

دالی حسنا از پشت اتو پرسی

دالیییییییییییی ، عزیز دل مامان وبابا اونجا برای دالی کردن سخته .

 

تمبر حسنا

اینم قشنگ ترین تمبر دنیاست که بابا حسن زحمت درست کردنشو کشیده تشویق

 

بسته بندی گوشت حسنا

هزار ماشاله میبینی چه بزرگ شدی ، داری تو بسته بندی گوشت به مامانی بابا کمک میکنیبوس.

 

استخوان خوردن حسنا

عاشق خوردن استخون غذا هستی و اینم یه نمونشه ، نوش جان.

 

حسنا در چهارشنبه سوری

راستی تو این ماه چند روز قبل ازاینکه 13 ماهت پر شه دومین چهارشنبه سوری رو دیدی ، مبارکت باشه و اینم شما در دومین چهارشنبه سوریمحبت.

 

استقبال پدر

به محض اینکه بابا حسن از سرکار میاد به استقبالش میری و میپری بغلش بغل

 

پچگی مامان

 

پچگی مامان

این پیراهن سبز رنگ و پالتوش هم یادگار بچگی مامانه ، خیلی بهت میاد مثل همیشه ناز شدیمحبتبوس.میبینی مامانی مامان چقدر باسلیقه بودن و بعضی از لباسای بچگی مامان رو نگه داشتن منم قصد دارم همین کار رو برای شما بکنم در آینده وقتی تن بچت بکنی خیلی حس خوبی بهت دست میده (اوه خدای من ، اون موقع پدربزرگ و مادربزرگ شدیم محبت)، البته هم به خودت و هم به پدر بزرگ و مادربزرگت . نمی دونی وقتی این لباس رو پوشیده بودی و خونه مامانی و بابایی مامان رفتیم چقدر ذوق میکردن و خوشحال شده بودن ، میگفتن تمام خاطراتمون تداعی شد.

 

حسنا و دایی سیاه

 

دخترم چقدر موهات زود بلند شدآرام.

 

حسنا در استخر توپ

با این استخرتم حسابی حال می کنی.

 

حسنا در حال فاتحه

5 شنبه آخر سال هم به بهشت زهرا برای دیدن امواتمون رفتیم که شما هم داری فاتحه میدی ، فدات بشیم الهیمحبتبوسبغل.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان هستی
19 خرداد 94 7:32
اخی فداش بشم داره فاتحه میده ، هزارماشاله
مامان و بابا
پاسخ
ممنون